همه چیز از همه جا

نوشته های سید محمد رضا مجابی


یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1389 15:32 نویسنده: سید محمد رضا مجابی نظرات: 0 نظر چاپ


Love is the emotion of strong affection and personal attachment.[1] In philosophical context, love is a virtue representing all of human kindness, compassion, and affection. In religious context, love is not just a virtue, but the basis for all being ("God is love"), and the foundation for all divine law (Golden Rule).

The word love can refer to a variety of different feelings, states, and attitudes, ranging from generic pleasure ("I loved that meal") to intense interpersonal attraction ("I love my wife"). "Love" can also refer specifically to the passionate desire and intimacy of romantic love, to the sexual love of eros (cf. Greek words for love), to the emotional closeness of familial love, or to the platonic love that defines friendship. to the profound oneness or devotion of religious love. This diversity of uses and meanings, combined with the complexity of the feelings involved, makes love unusually difficult to consistently define, even compared to other emotional states.

Love in its various forms acts as a major facilitator of interpersonal relationships and, owing to its central psychological importance, is one of the most common themes in the creative arts


The word "love" can have a variety of related but distinct meanings in different contexts. Often, other languages use multiple words to express some of the different concepts that English relies mainly on "love" to encapsulate; one example is the plurality of Greek words for "love." Cultural differences in conceptualizing love thus make it doubly difficult to establish any universal definition.

Although the nature or essence of love is a subject of frequent debate, different aspects of the word can be clarified by determining what isn't love. As a general expression of positive sentiment (a stronger form of like), love is commonly contrasted with hate (or neutral apathy); as a less sexual and more emotionally intimate form of romantic attachment, love is commonly contrasted with lust; and as an interpersonal relationship with romantic overtones, love is commonly contrasted with friendship, although other definitions of the word love may be applied to close friendships in certain contexts.

When discussed in the abstract, love usually refers to interpersonal love, an experience felt by a person for another person. Love often involves caring for or identifying with a person or thing, including oneself (cf. narcissism). In addition to cross-cultural differences in understanding love, ideas about love have also changed greatly over time. Some historians date modern conceptions of romantic love to courtly Europe during or after the Middle Ages, although the prior existence of romantic attachments is attested by ancient love poetry.


Two hands forming the outline of a heart shape.Because of the complex and abstract nature of love, discourse on love is commonly reduced to a thought-terminating cliché, and there are a number of common proverbs regarding love, from Virgil's "Love conquers all" to the Beatles' "All you need is love". St. Thomas Aquinas, following Aristotle, defines love as "to will the good of another." Bertrand Russell describes love as a condition of "absolute value," as opposed to relative value. Philosopher Gottfried Leibniz said that love is "to be delighted by the happiness of another."

Chemical basis

Biological models of sex tend to view love as a mammalian drive, much like hunger or thirst.[10] Helen Fisher, a leading expert in the topic of love, divides the experience of love into three partly overlapping stages: lust, attraction, and attachment. Lust exposes people to others; romantic attraction encourages people to focus their energy on mating; and attachment involves tolerating the spouse (or indeed the child) long enough to rear a child into infancy.

Lust is the initial passionate sexual desire that promotes mating, and involves the increased release of chemicals such as testosterone and estrogen. These effects rarely last more than a few weeks or months. Attraction is the more individualized and romantic desire for a specific candidate for mating, which develops out of lust as commitment to an individual mate forms. Recent studies in neuroscience have indicated that as people fall in love, the brain consistently releases a certain set of chemicals, including pheromones, dopamine, norepinephrine, and serotonin, which act in a manner similar to amphetamines, stimulating the brain's pleasure center and leading to side effects such as increased heart rate, loss of appetite and sleep, and an intense feeling of excitement. Research has indicated that this stage generally lasts from one and a half to three years.

Since the lust and attraction stages are both considered temporary, a third stage is needed to account for long-term relationships. Attachment is the bonding that promotes relationships lasting for many years and even decades. Attachment is generally based on commitments such as marriage and children, or on mutual friendship based on things like shared interests. It has been linked to higher levels of the chemicals oxytocin and vasopressin to a greater degree than short-term relationships have.Enzo Emanuele and coworkers reported the protein molecule known as the nerve growth factor (NGF) has high levels when people first fall in love, but these return to previous levels after one year.



عشق احساس محبت و دلبستگی قوی شخصی است. در چهار چوب فلسفی ، عشق تقوا به نمایندگی از همه از مهربانی انسان ، محبت ، و محبت است. در چارچوب مذهبی ، عشق تنها فضیلت نیست ، اما پایه ای برای تمام شدن ("خدا عشق است" ) ، و پایه و اساس همه قوانین الهی (قانون طلایی ).

واژه عشق می تواند به انواع مختلف احساسات مختلف ، کشورهای ارجاع و نگرش ، در محدوده کلی لذت ("من دوست داشتم که غذا") به جاذبه شدید فردی ("من دوست دارم همسرم"). "عشق" نیز می تواند به طور خاص به میل پرشور و صمیمیت از عشق رمانتیک ، به عشق جنسی اروس (cf. کلمات یونانی برای اشاره عشق) ، به نزدیکی احساسی از عشق در خانواده ، یا عشق افلاطونی که دوستی تعریف می کند. به یگانگی عمیق و یا خود گذشتگی عشق مذهبی است. این تنوع و گوناگونی استفاده می کند و معانی ، همراه با پیچیدگی احساسات درگیر می سازد عشق مشکل غیر منتظره ای برای تعیین بدون تناقض ، حتی به کشورهای دیگر در مقایسه با احساسی

عشق در اشکال مختلف آن به عنوان یک تسهیل کننده عمده ای از روابط میان فردی ، و به علت آن اهمیت مرکزی روانی ، یکی از رایج ترین تم ها در هنرهای خلاق


کلمه "عشق" می تواند معانی مختلفی مرتبط اما مجزا در زمینههای مختلف داشته باشند. اغلب ، به زبان های دیگر از کلمات متعدد بیان برخی از مفاهیم مختلف که عمدتا متکی به انگلیسی روی "عشق" را در محفظهای قرار دادن ، به عنوان مثال 1 است کثرت کلمات یونانی برای "عشق". تفاوت های فرهنگی در conceptualizing عشق در نتیجه آن را مضاعف دشوار برای ایجاد هر گونه تعریف جهانی است.

اگر چه ماهیت و یا جوهر عشق موضوع بحث های فراوان ، جنبه های مختلف سخن می تواند تعیین شود چه چیزی عشق نیست روشن است. به عنوان یک بیان کلی از احساسات مثبت (مانند شکل قوی تر از) ، عشق معمولا با نفرت تضاد (و یا بی تفاوتی بی طرف) ؛ فرم به عنوان کمتر جنسی و عاطفی صمیمی از دلبستگی های عاشقانه ، عشق معمولا با شهوت تضاد ، و به عنوان روابط بین فردی با لایههای رمانتیک ، عشق معمولا با دوستی تضاد ، گرچه تعاریف دیگر واژه عشق ممکن است نزدیک شود تا دوستی در زمینههای خاص هنگامی که در انتزاعی ، عشق معمولا مورد بحث به عشق فردی اشاره دارد ، احساس تجربه شده توسط فرد را برای یک نفر دیگر. عشق معمولا شامل مراقبت و یا شناسایی با شخص یا چیزی ، از جمله خود (cf. خود پرستی). علاوه بر تفاوت های میان فرهنگی در درک عشق ، اندیشه در مورد عشق نیز به شدت در طول زمان تغییر کرده است. برخی از مورخان تاریخ مفاهیم مدرن از عشق رمانتیک با وقار به اروپا در طول یا پس از قرون وسطی ، هر چند وجود قبل از پیوست های عاشقانه است شعر عشق کهن اذعان داشت.

دو دست تشکیل رئوس مطالب shape.Because قلب از ماهیت پیچیده و انتزاعی از عشق ، گفتمان در عشق است که معمولا به فکر فسخ کلیشه کاهش می یابد ، هستند و تعدادی از ضرب المثل رایج در مورد عشق ، از ویرژیل را "عشق همه وجود را تسخیر می کند "تا بیتلز" همه شما نیاز دارید عشق است ". سنت توماس آکویناس ، پس از ارسطو ، تعریف عشق عنوان "اراده خوب دیگر." شرح عشق برتراند راسل به عنوان شرط "ارزش مطلق ،" را به عنوان ارزش نسبی مخالف است. گوتفرید لایبنیتس فیلسوف گفت که عشق است "را به خوشحال شده توسط شادی دیگری".

اساس شیمیایی

مدل زمین از جنس تمایل به مشاهده عشق به عنوان یک درایو پستانداران ، بسیار شبیه به گرسنگی یا تشنگی. هلن فیشر ، کارشناس برجسته در موضوع عشق ، تقسیم تجربه از عشق تا حدی با هم تداخل دارند به سه مرحله است : شهوت و در جذب و پیوست. شهوت در معرض مردم را به دیگران ؛ جاذبه رمانتیک را تشویق می کند مردم را به تمرکز انرژی خود را بر جفت و ضمیمه شامل تحمل همسر (یا در واقع کودک) به اندازه کافی بلند به عقب کودک به دوران کودکی.

شهوت اولیه پرشور و میل جنسی است که مروج جفت گیری است و شامل آزادی افزایش مواد شیمیایی مانند تستوسترون و استروژن. این اثر به ندرت آخرین بیش از چند هفته یا ماه می باشد. جاذبه تمایل بیشتر فردی و عاشقانه برای نامزد خاصی برای جفت گیری که به توسعه از شهوت به عنوان تعهد به فرم همسر فردی است. مطالعات اخیر در علم اعصاب نشان داده اند که به عنوان یک فرد عاشق ، مغز به طور مداوم انتشار مجموعه معینی از مواد شیمیایی ، از جمله فرومون ، دوپامین ، نوراپی نفرین و سروتونین ، که در شیوه عمل مشابه آمفتامین ، تحریک مرکز لذت مغز و منجر به عوارض جانبی مانند افزایش ضربان قلب ، از دست دادن اشتها و خواب ، و احساس شدید هیجان. تحقیقات نشان داده است که این مرحله به طور کلی طول می کشد و از 1 1 / 2 به 3 سال است..

از آنجا که شهوت و مراحل جذب هر دو در نظر گرفته به طور موقت ، یک سوم در مرحله لازم است تا برای روابط دراز مدت تشکیل می دهند. فایل پیوست باند است که مروج روابط به مدت چندین سال و حتی چند دهه است. ضمیمه معمولا در تعهدات مانند ازدواج و بچه ها بر اساس ، و یا دوستی متقابل بر اساس چیزهایی مانند منافع مشترک است. شده است به سطوح بالاتری از مواد شیمیایی اکسیتوسین و وازوپرسین به میزان بالاتری نسبت به روابط کوتاه مدت ارتباط داشته باشد. [11] انزو Emanuele و همکارانش گزارش مولکول پروتئینی به نام فاکتور رشد عصب (NGF) تا به سطح بالا وقتی افراد برای بار اول سقوط در عشق ، اما این بازگشت به سطح قبلی ارسال شده بعد از 1 سال است..