X
تبلیغات
نماشا
رایتل

همه چیز از همه جا

نوشته های سید محمد رضا مجابی

گزیده ای از سخنان امام رضا علیه السلام

شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1389 15:17 نویسنده: سید محمد رضا مجابی نظرات: 0 نظر چاپ

 دامهای شیطان: حضرت رضا علیه السلام فرمود: شیطان نزد پیامبران می آمد و با آنها سخن می گفت. روزی یحیی علیه السلام به شیطان فرمود:«من می خواهم دام های تو را که با آن مردم را به دام می اندازی، مشاهده کنم.»
شیطان گفت:«بسیار خوب، فردا صبح نشانت می‌دهم.»
روز بعد حضرت یحیی دید شیطان از سوراخی وارد اطاق شد، با صورتی مانند بوزینه و بدنی مانند خوک و چشمان دریده. او بدون چانه بود و دو دست در سینه و دو دست در شانه داشت. رگ‌های درشت پشتش در جلو و انگشتانش در پشت سرش بود. قبایی در بر کرده و کمربندی بسته و رشته های نخ سبز و قرمز از آن آویزان و زنگ بزرگی در دست گرفته و یک سپر بر آن آویخته بود که قلابی آهنی درمیان آن قرار داشت.
حضرت یحیی پرسید:«این کمربند چیست؟!»
شیطان گفت:«این مجوسیّت است که من برای آنها تأسیس کرده ام.»
یحیی پرسید:«این نخ های رنگارنگ چیست؟!»
شیطان گفت:«به وسیله آن زن ها را زینت می‌دهم تا مردان را فریب دهند.»
یحیی پرسید:«این زنگ چیست؟»
گفت:«این ساز و آواز است که وقتی مردم شراب می خورند، آن را به صدا در میآورم تا رقص و پایکوبی کنند.»
یحیی پرسید:«از چه گروهی بیشتر خوشت می آید؟»
گفت:« از زن ها، چون وسیله شکار من هستند و من نقشه های خود را به وسیله آنان به انجام می‌رسانم. هر گاه مردمان صالح، مرا نفرین کنند فرار می کنم و به اجتماعات زن ها می روم. از سخنانشان بسیار شادمان می شوم و لذّت می برم.»
حضرت یحیی پرسید:«این سپر چیست؟»
شیطان گفت:«با آن دعای مردم صالح را از خود دفع می کنم.»
حضرت یحیی فرمود:«آیا تاکنون بر من پیروز شده ای؟!»
شیطان گفت:«نه، هنوز نتوانسته ام، ولی از یک خصلت تو خوشم می‌آید. تو زیاد می خوری و این مانع می‌شود که شب برخیزی و نماز بگزاری.»
حضرت یحیی فرمود:«من اینک با خدای خود عهد بستم که تا دم مرگ، دیگر سیر غذا نخورم.»
شیطان گفت:«من هم عهد می کنم که دیگر هیچ فرد صالحی را نصیحت نکنم.»
آن‌گاه از نزد حضرت یحیی علیه السلام بیرون رفت و دیگر برنگشت.

-- غفلت از مرگ: حضرت امام رضا علیه السلام از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت کرد که فرمود:«کسانی هستند که با شوق لباس می‌بافند، در حالی‌که همان لباس، کفن آنها می‌شود، یا خانه می‌سازند تا در آن سکونت کنند و همان خانه محل دفن آنها می‌گردد.»

-- غربت اسلام : حضرت رضا علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم روایت کرد که فرمود:«اسلام در آغاز غریب بود و بار دیگر غریب خواهد شد. و خوشا به حال غریبان.»

-- بدخلقی: حسین بن بشاء می گوید:
برای حضرت رضا علیه السلام نوشتم که خواستگار دخترم بداخلاق است.
امام فرمود:«اگر بداخلاق است دختر خود را به او نده.»

-- قرائت قرآن: حضرت امام رضا علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«برای خانه‌های خود بهره ای از قرآن قرار دهید. چون خانه ای که در آن قرآن خوانده شود، برای اهلش گشایش و آسایش و خیر قرار داده می شود و ساکنین آن در معرض افزایش نعمت‌اند؛ و بر عکس خانه‌ای که در آن قرآن خوانده نمی‌شود سختی و تنگی بر اهلش رو آورد، خیر و نیکی و برکت از آنها کم می‌شود و ساکنین آن در کمی و کاستی و کمبود خواهند بود.»

-- انفاق: روزی حضرت رضا علیه السلام از یکی از غلامان خود پرسید:«آیا امروز چیزی در راه خدا انفاق کرده اید؟»
غلام گفت:«نه.»
امام فرمود:«پس خداوند از کجا به ما عوض دهد؟! برو چیزی در راه خدا انفاق کن، حتی اگر یک درهم باشد.»

-- نتیجه محبّت: حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود:«اگر خوشحال می‌شوی که با ما در درجات بلند بهشت باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک و برای خوشحالی ما مسرور باش! بر تو باد دوستی ما اهل بیت. بدان اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند او را در روز قیامت با آن سنگ محشور می‌فرماید.»